زندگی زیباست

" همیشه جزو تغییراتی باش که دوس داری تو دنیا ببینی "


 

شاد باش! نه یک روز بلکه همیشه ! بگذار اوازه ی شاد بودنت

 چنان در شهر بپیچد

که روسیاه شوند'' انان'' که بر سر غمگین کردنت حرف ها ساخته اند !

جمعه بیست و نهم آذر 1392| 8:23 |بنیامین شاهی زاده| |

بوی خدا می‌دهد پاییز.


برگ‌های نارنجی و خیابان‌های خیسش،


تاب‌های خالی پارک‌هایش،


چمن‌های به خواب رفته‌اش،


چای دم کشیده‌ی غروب‌های آبانش،


صدای قیژ‌قیژ صندلی ننویی‌اش،


همه، نقاشی‌های خدا هستند.


انگار پای تمام روزهای پاییزی‌ مان را امضا کرده و نوشته:


همان که هر لحظه با توست...


همین است که پاییز سراسر بوی خدا می‌دهد ... .

یکشنبه بیست و یکم مهر 1392| 21:12 |بنیامین شاهی زاده|


                                     


                                     ترانه و آهنگ از دوست عزیزم "اشکان شکوری اصل"

خواننده سعید خامسی
حتما گوش کنین عالیه... نظرتونو بگین بهم
اینم لینک دانلود سریع:

پنجشنبه چهارم مهر 1392| 21:38 |بنیامین شاهی زاده| |


                                                هی فلانی!


CoηTiηue
جمعه هشتم شهریور 1392| 11:42 |بنیامین شاهی زاده| |

عید فطر و جشن طاعت بر ره یافتگان ضیافت الهی مبارک



پنجشنبه هفدهم مرداد 1392| 17:21 |بنیامین شاهی زاده|

گاهـــــــی 


CoηTiηue
جمعه بیست و یکم تیر 1392| 14:0 |بنیامین شاهی زاده| |

ساده که مي شوي


CoηTiηue
جمعه بیستم اردیبهشت 1392| 10:57 |بنیامین شاهی زاده| |

"ما خودمان فکر می کنیم که کاری که انجام می دهیم،

تنها قطره ای در اقیانوس است.

اما اقیانوس کمتر می شود اگر این قطره گم شود.

 ما هرگز نمی توانیم این که یک لبخند ساده چه کارهایی می تواند

انجام دهد را درک کنیم."

                                                                                 مادر ترزا

جمعه بیستم اردیبهشت 1392| 10:54 |بنیامین شاهی زاده|

          عزت از ان خداست به هرکی بخواد میده از هرکی بخواد میگیره

دوشنبه بیست و ششم فروردین 1392| 11:23 |بنیامین شاهی زاده|

اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا هست

 او جانشین همه نداشتن هاست

 نفرین ها و آفرین ها بی ثمر است

 اگر تمامی خلق گرگهای هار شوند

 و از آسمان هول و کینه بر سرم بارد

 تو مهربان جاودان آسیب نا پذیر من هستی

 ای پناهگاه ابدی

 تو می توانی جانشین همه بی پناهی ها شوی


" دکتر شریعتی"

یکشنبه هجدهم فروردین 1392| 16:24 |بنیامین شاهی زاده| |


تصاویر تزئین بسیار زیبای سفره هفت سین

با خوبی ها و بدی ها هر آنچه که بود برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد
برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد ... سالی دیگر گذشت ...

روزهایتان بهاری و بهارتان جاودانه باد

پنجشنبه یکم فروردین 1392| 13:56 |بنیامین شاهی زاده|

آدمیان جاودان می‌شدند

 اگر در می‌یافتند که از یک آغازند؛ 

و به یک پایان خواهند رفت... 

که در عبور از این یگانه راه

 یکدیگر را ببینند و ویران نکنند!

 که به هم عشق هدیه دهند! 

آن‌گاه زمین سپید می‌گشت...

 از رنگ صلح...

 و آبی آسمان درخششی بس عظیم می‌یافت...

 آه! آدمیان جاوید می‌شدند، اگر در می‌یافتند...


''کوروش کبیر''

پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391| 14:53 |بنیامین شاهی زاده| |

...والذين يمكرون السيات لهم عذاب شديد و مكر اولئك هويبور....

وبراى آنان كه با مكر و فريب كارهاى زشت مى كنند، كيفرى سخت خواهد بود و فريب آنان نابود خواهد شد.



...و لا يخيق المكر السى ء الا باهله فهل ينظرون الا سنه الاولين فلن تجد لسئه الله تبديلا و لن تجد لسنه الله تحويلا.

...و مكر زشت جز اهلش ، احدى را هلاك نخواهد كرد. آيا آنان جز سرنوشت پيشينيان انتظارى دارند؟ پس سنت خدا هرگز مبدل نمى شود و سنت خدا هرگز تغيير نمى پذيرد.

چهارشنبه نهم اسفند 1391| 23:52 |بنیامین شاهی زاده|

چه شبي است !

چه لحظه‌هاي سبک ، مهربان و لطيفي ،

گويي در زير بارانِ نرم فرشتگان نشسته‌ام ....


مي‌بارد و مي‌بارد و هر لحظه بيش‌تر نيرو مي‌گيرد !

هر قطره‌اش فرشته‌اي است که از آسمان بر سرم فرود مي‌آيد...

چه مي‌دانم؟

خداست که دارد يک ريز ، غزل مي‌سرايد ؛

غزل‌هاي عاشقانه‌ي مهربان و پر از نوازش ...

هر قطره‌ي اين باران ،

کلمه‌اي از آن سرودهاست ...


"دکتر شريعتي"

دوشنبه سی ام بهمن 1391| 21:3 |بنیامین شاهی زاده| |

خدایا

دلم می خواهد شبیه بی کس ترین آدمهای روی زمین باشم

شبیه آدمهایی که جز تو یاوری ندارند

از عظمت مهربانیت در حیرتم

چگونه به من محبت میکنی

در حالی که در سرزمین وجودم فصل سرد شیطانی حاکم است

 

خدایا

سجده میکنم در برابرت که اینقدر در برابر من و گناهان من صبوری

کمکم کن تا این مهربانی هایت را درک کنم

 

چهارشنبه یازدهم بهمن 1391| 9:57 |بنیامین شاهی زاده| |

پسر جوانی وارد مدرسه شیوانا شد و خواست تا او را به شاگردی بپذیرد.

شیوانا نگاهی به سر و وضع پسر انداخت و گفت: “هر کس در این مدرسه باید شغلی فرا بگیرد و در آن شغل مشغول به کار شود. به این ترتیب هم کار و مهارتی یاد می‌گیری و هم هزینه‌های خود را تامین می‌کنی.”

پسر قبول کرد و با شرم و خجالت گفت: “البته مساله‌ای در مورد گذشته‌ام هست که باید به شما بگویم. و آن این است که من در گذشته زندگی‌ام آدم خوبی نبوده‌ام و…”

شیوانا به میان حرفش پرید و گفت:
“هیچ کس گذشته‌ خودش نیست. هر انسانی همان چیزی است که همین الان انتخاب می‌کند باشد! تو این همه راه آمده‌ای و می‌خواهی یکی از شاگردان مدرسه باشی. پس تو شاگرد مدرسه‌ای! گذشته تو نه به من و نه به هیچ کس دیگری ربط ندارد.”

پسر ساکت شد و هیچ نگفت. شیوانا ادامه داد: “تا وقتی که انتخاب تو شاگرد مدرسه بودن باشد تو شاگرد مدرسه می‌مانی و نزد ما هستی. هر وقت انتخابت عوض شد، بگو تا نسبت به ماندن یا رفتنت تصمیم بگیرم.

آن‌چه تعیین کننده و معنابخش هویت توست انتخاب خود توست که مشخص می‌کند الان چه باشی…

"تو گذشته‌ات نیستی که مجبور به توضیح و توجیه آن باشی"

جمعه هشتم دی 1391| 19:38 |بنیامین شاهی زاده| |

همه لحظه های پایانی پاییزمان ، پر از خش خش آرزوهای قشنگ

یلدا مبارک

چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391| 14:50 |بنیامین شاهی زاده| |

هرگاه زیر فشار غصه ها زانویت خم می شود 

این مهر و عشق است که به سوی تو راه باز می کند 

باور کن, باور کن که ممکن است در گذرگاه های تاریک زندگی

گاه گاه نور ستاره ای دیده نشود

اما نه تا ابد ...!

دیدن این نور شاید در اینده ای نزدیک میسر شود ...

و من در انتظار این اینده نزدیک می نشینم ...

چشم در راه 

پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391| 18:41 |بنیامین شاهی زاده| |

شگفتا! 

وقتی که بود، نمی دیدم؛ وقتی می خواند، نمی شنیدم. 

وقتی دیدم که نبود؛ وقتی شنیدم که نخواند.

چه غم انگیز است وقتی چشمه ای سرد و زلال،

در برابرت می جوشد و می خواند و می نالد؛

توتشنه ی آتش باشی و نه آب.

و چشمه که خشکید،

چشمه، که از آن آتش که تو تشنه آن بودی، بخار شد و به هوا رفت؛

و آتش کویر را تافت و در خود گداخت؛

و از زمین آتش رویید و از آسمان آتش بارید ، 

تو تشنه ی آب گردی و نه آتش.

و بعد ؛

عمری گداختن؛ از غم نبودن کسی، که تا بود،

از غم نبودن تو، می گداخت!


دکتر علی شریعتی

سه شنبه چهاردهم آذر 1391| 18:46 |بنیامین شاهی زاده| |

من می‌‌توانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته‌خو یا شیطان‌ صفت باشم،من مى‌توانم تو را دوست داشته یا ازتو متنفر باشم،من می‌توانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم،چرا که من یک انسانم، و این‌ها صفات انسانى است.
و تو هم به یاد داشته باش: من نباید چیزى باشم که تو می‌خواهى، من را خودم از خودم ساخته‌ام،منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است،تویى که تو از من می‌سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند.
لیاقت انسان‌ها کیفیت زندگى را تعیین می‌کند نه آرزوهایشانو من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو می‌خواهىو تو هم می‌توانى انتخاب کنى که من را می‌خواهى یا نهولى نمی‌توانى انتخاب کنى که از من چه می‌خواهى.
 می‌توانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم، و من هم.می‌توانى از من متنفر باشى بی‌هیچ دلیلى و من هم،چرا که ما هر دو انسانیم.این جهان مملو از انسان‌هاست،پس این جهان می‌تواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد.
تو نمی‌توانى برایم به قضاوت بنشینى و حکمى صادر کنى و من هم،قضاوت و صدور حکم بر عهده نیروى ماورایى خداوندگار است.
دوستانم مرا همین گونه پیدا می‌کنند و می‌ستایند،حسودان از من متنفرند ولى باز می‌ستایند،دشمنانم کمر به نابودیم بسته‌اند و همچنان می‌ستایندم،چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم داشت،نه حسودى و نه دشمنى و نه حتى رقیبى،من قابل ستایشم، و تو هم.
یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتادبه خاطر بیاورى که آن‌هایى که هر روز می‌بینى و مراوده می‌کنى همه انسان هستند و داراى خصوصیات یک انسان، با نقابى متفاوت،اما همگى جایزالخطا.نامت را انسانى باهوش بگذار اگر انسان‌ها را از پشت نقاب‌هاى متفاوتشان شناختى،و یادت باشد که این ها رموز بهتر زیستن هستند.      "ماهاتما گاندی"

سه شنبه هفتم آذر 1391| 19:42 |بنیامین شاهی زاده| |



جاوا اسكریپت